محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3812
تاريخ الطبرى ( فارسي )
چشم و همو بود كه تركان را بر ضد مسلمانان به جنبش آورده بود به قتيبه گفت : « به جاى خويش فديه مىدهم . » سليم ناصح به دو گفت : « چه مىدهى ؟ » گفت : « پنج هزار حرير چينى كه بهاى آن يك هزار هزار است » قتيبه گفت : « رأى شما چيست ؟ » گفتند : « راى ما اينست كه فديه او غنيمت مسلمانان را فزون مىكند . مكارى اين ، چه اثر خواهد داشت ؟ » گفتند : « نه ، به خدا هرگز مسلمانى مرا هراسان نكنى . » و بگفت تا او را كشتند . طفيل بن مرداس گويد : وقتى قتيبه بيكند را گشود چندان ظروف طلا و نقره به دست آوردند كه به شمار نبود ، عبد الله بن وألان عدوى را كه از بنى ملكان بود و او را امين پسر امين مىخواند با اياس بن بيهس باهلى به كار غنايم و تقسيم گماشت كه ظرفها و بتها را ذوب كردند و پيش قتيبه بودند ، ته ماندهء ذوب شده ها را نيز پيش وى بردند كه به آنها بخشيد كه به چهل هزار مىخريدند و به دو خبر دادند كه از رأى خويش بگشت و گفت آن را ذوب كنند و چون ذوب كردند يكصد و پنجاه هزار ، يا پنجاه هزار ، مثقال از آن به دست آمد . گويد : در بيكند بسيار چيز گرفتند و چندان چيز از بيكند به دست مسلمانان افتاد كه نظير آن را در خراسان به دست نياورده بودند . گويد : آنگاه قتيبه به مرو بازگشت . مسلمانان نيرو گرفتند و سلاح و اسب خريدند ، اسب براى آنها مىبردند و در كار نيك منظرى و لوازم به همچشمى پرداختند و سلاح گران خريدند چندان كه يك نيزه به هفتاد شد . گويد : در خزينه ها سلاح و لوازم جنگ بسيار بود ، قتيبه در اين باب به حجاج نوشت و اجازه خواست كه سلاحها را به سپاه دهد ، حجاج اجازه داد و هر چه لوازم